ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
75
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
داد كه بر ابو الهيذام حمله كنند و كار او را پايان دهند . عذافر سكسكى با عده سپاهى از طرف اسحاق ابو الهيذام را غافلگير كرد جنگ رخ داد و عذافر گريخت . جنگ ما بين لشكريان و ابو الهيذام از ظهر تا غروب آفتاب دوام يافت . سواران ابو الهيذام بر لشكر اسحاق حمله بردند آنها عقب نشستند و برگشتند و چهار صد مجروح از آنها افتادند ولى كسى كشته نشد . آن واقعه در نيمه ماه صفر رخ داد . روز بعد از نبرد خوددارى كردند . ابو الهيذام هم با عده خود آماده كارزار گرديد و باز روز بعد جنگ واقع شد . عده لشكر اسحاق دوازده هزار بود يمانيها هم به آنها پيوستند . ابو الهيذام هم از شهر خارج باتباع خود كه عده آنها كم بود گفت : پياده شدند آنها هم پياده شدند در پيرامون « باب الجابيه » جنگ كردند و سپاهيان را از آنجا عقب راندند . گروهى از اهالى حمص بر يكى از قراى ابو الهيذام حمله كردند . ابو الهيذام گروهى از اتباع خود را بجنگ آنها فرستاد نبرد كردند آنها را شكست دادند و بسيارى از آنها كشته شدند بعد قرى و قصبات غوطه را كه ملك يمانيها بود غارت كردند و آتش زدند « داريا » را هم آتش زدند . پس از آن مدت بيش از هفتاد روز بدون جنگ ماندند . سندى ( با لشكر ) در آغاز ربيع الاخر از طرف هارون الرشيد وارد گرديد . ابو الهيذام به او پيغام داد كه من فرمانبردار هستم . سندى وارد شهر دمشق شد . اسحاق هم در « دار الحجاج » بود روز بعد سندى قاعدى با عده سه هزار سپاهى فرستاد ابو الهيذام هم عده هزار مرد جنگى بمقابله آنها فرستاد . چون سندى آنها را ديد بدون جنگ بازگشت و بسندى گفت : هر چه آنها بخواهند بايد بدهى زيرا من آنها را آماده مرگ ديدم و مرگ را بيشتر از حيات دوست دارند . سندى با ابو الهيذام صلح كرد . بمردم دمشق هم امان داد و همه آرام گرفتند .